شنبه 16 شهریور ماه سال 1387
باغچه
پشت سروهای شسته روفته قد علم کرده
هنوز بوی پائیز
شنیدنی است
تمام پستوی لاله عباسی ها را
می توان کنار گذاشت
اما صدای این کلاغهای تیره روز
از فراسوی سرو ها چنارها
کجائید
مترسکهای باغچه کلم کاری شده
دیروز ها را نیز چمن بکارید
صف به صف نشسته تا ابد
ساعت های شبنمی صبحگاه
برگهای خیس و لال سپیدارها را می توان نوشت
تا کجا باید قدم زد
همه جا وحشت گستاخی پائیز است
جز این قد علم کرده ها را
سرو های جار چی
سرود ایستادگی می خوانند
تازه رنگهای گرفته شده
روی زرد سپیدارها را سرخ تر کن
اینجا تمام فصل ها را
می توان نوشت
خواند
می توان از حفظ خواند
کلاغهای بی کار سنگ می خواهید
ببرید صدایتان را
هنوز من زنده ام./
عباس اسدی
