یکشنبه 12 مهر ماه سال 1388
شبهای خیال
شبهای یک خیال ترم خواب می شود
با ماه
چه آرزویی کنم تو را
شوق نگاهی ندارم ای دریغ
امید را به شام کدامین پسین کشم
از لحظه ات رهایی نمانده است
وین تار و پود منی را که یاد توست
مهتاب ترین لحظه ای خدا
در باورم خیال تو را می کشم
گناه
شبهای یک نگاه تو را در خیال خویش
این باورم
شب و روسیاهی ام
12/07/88
