یکشنبه 27 دی ماه سال 1388
روزگار ما
رونوشت روزگار ما
چقدر سیاه
پر از گناه
روزهای وصله زده به حادثه
راستی
سرخ
تن پر از گناه صد دروغ
روزگار ما
آی ای همای تیره بال سرنوشت
بیش از این سخت!
روزگار ما
فاصله
رنگ خاکستری نجیب
حدیث سنگ و آهن و غریب بودنی ست
باز از نو نوشت باز این نوشته ها
روزگار ما
سرای بی سر هزاران بهشتی و جهنمی
لیز خورده های پل
روزگار ما
صد هزاران گناه نانوشته را
پای این همه رنگ و رو رفته ای
چال می کنند
روزگارما
شادی گذشته ای
پیچ و تاب خورده را
میان بازوانی نحیف
قبر می کنند نگاه مادرانه ای نجیب
روزگار ما
مرگ را قاب کرده اند میان دست
سنگ سخت یک لحد
زکرهای بی رضایت کسی
خوانده می شود نجابتت
گناه بیست ساله ای شنیع
پاک می شود از روزگار ما
عباس اسدی
۲۶/۱۰/۸۸
